اسود عارف، مدیر مطبهای ترمیمی، پیشرفتهای دانشجویان را به اشتراک میگذارد

کمک به درخشش دانشآموزان راهنمایی
در گروه RESTORES ما در مدرسه سنت الیزابت در اوکلند، اخیراً واحدی را با تمرکز بر مرزهای سالم به پایان رساندیم. به عنوان بخشی از این، ما یک بحث گروهی با محوریت راههای سالم برای مدیریت استرس و اضطراب داشتیم. این گروه اغلب شاد و سرزنده است، اما در این روز خاص، گفتگو دری را برای دانشآموزان دوره راهنمایی باز کرد تا آزادانهتر در مورد تجربیات شخصی خود صحبت کنند.
یکی از دانشجویان، دختری که معمولاً در جلسات گذشته بسیار ساکت و مردد بود و از به اشتراک گذاشتن تجربیاتش خودداری میکرد، به نظر میرسید کمی بیشتر صحبت میکند. وقتی موضوع اضطراب مطرح شد، او آشکارا ابراز کرد که اضطراب زیادی را تجربه میکند. این نشان دهنده تغییر در تعامل او با گروه بود.
با ادامه بحث، از هر شرکتکننده دعوت شد تا ابزارهای مقابلهای خود را به اشتراک بگذارد. او راهکاری را که قبلاً هرگز نشنیده بودم - استفاده از آهنربا - به اشتراک گذاشت. در حالی که در ابتدا برایم مشخص نبود که آهنرباها چگونه ممکن است به اضطراب کمک کنند، او توضیح داد که نگه داشتن دو آهنربا نزدیک به هم و مشاهده نحوه کشش آنها به سمت یکدیگر برای او آرامشبخش است.
او پرسید که آیا این روش خوبی برای مدیریت نگرانیهایش هست یا نه، و من به او اطمینان دادم که اگر برای او مؤثر بوده، به نظر من هم استراتژی خوبی بوده است. انگار منتظر یک فضای امن بود تا این بخش از وجودش را به اشتراک بگذارد. در آن لحظه، به نظر میرسید که خیالش راحت شده و با فهمیدن اینکه همه افراد گروه حداقل گاهی اوقات اضطراب را تجربه میکنند، احساس رضایت کرد.
دانشآموزان دیگر شروع به اشتراکگذاری ابزارهای خود از جمله وزنهبرداری، ساخت موسیقی، گذراندن وقت با حیوانات خانگی، ورزش، نقاشی و موارد دیگر کردند. هر کس در مورد نحوه کنار آمدن با مشکلات چیزی برای به اشتراک گذاشتن داشت.
این نوع اعتبارسنجی همسالان بسیار مهم است، به خصوص با توجه به شیوع روزافزون افسردگی و اضطراب در بین دانشآموزان راهنمایی در دنیای امروز. افزایش فشارهای تحصیلی، نفوذ رسانههای اجتماعی و عدم قطعیت سیاسی، همگی در افزایش چالشهای سلامت روان برای جوانان نقش داشتهاند. ایجاد فضاهایی که در آنها بچهها بتوانند احساس دیده شدن، شنیده شدن و حمایت شدن کنند، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
در جلسه بعدی، همین دانشجو آهنرباهایش را آورد تا به من نشان دهد. او نه تنها از مکانیسم خلاقانهاش برای کنار آمدن با مشکلات، بلکه از تواناییاش برای مشارکت معنادار در گروه نیز احساس غرور میکرد. صراحت او، همراه با واکنش حمایتی گروه، منعکس کننده قلب تپنده RESTORES بود: التیام، ارتباط و توانمندسازی از طریق تجربه مشترک.